تاریخچه شب یلدا
متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
بابا نوئل Papa Noël
بابانوئل یک شخصیت تاریخی و داستانی در فرهنگ عامیانه کشورهای غربی و مسیحی است. نام بابانوئل با جشن کریسمس آمیخته شده است. بابا نوئل عمدتا یک پیرمرد چاق با ریش سفید بلند و لباس قرمز است که در روز کریسمس یا شب قبل از آن هدیه هایی را برای بچه ها می آورد
بابانوئل که در زبان فارسی به کار برده می شود برگرفته از اصطلاح فرانسوی پاپانوئل Papa Noël و یا Père Noël (پدر نوئل) است. در بیشتر کشورهای دنیا نام انگلیسی - آمریکایی آن سانتا کلاوز Santa Claus استفاده می شود. سن نیکولاس، بابا کریسمس و کریس کرینگل دیگر نامهای آن است.
ریشه تاریخی
بابا نوئل اشاره به نام یکی از کشیشان مسیحی به نام سن نیکولاس دارد که در قرن چهارم میلادی می زیسته است. وی از اهالی بیزانس و منطقه آناتولی واقع در ترکیه فعلی بوده است. وی به خاطر کمک و دادن هدیه به فقرا شهرت داشته است
جغرافیای غدیر خم
«غدیر خم» نام ناحیهای است در میان مکه و مدینه که بر سر راه حجاج قرار دارد. غدیر خم نام محلی است که به خاطر وجود برکهای در این محل، که در آن آب باران جمع میشده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است. غدیر در ۳ - ۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه میباشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا میشود. غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع میشد اما دارای گرمایی طاقت فرسا و شدید بود. 1
1. الطرائف، سید ابن طاووس ، ص 33.
مقام حضرت ابراهيم(ع) مقام حضرت على(ع)
مقام حضرت على(ع) افضل از ديگر انبياء غير از حضرت خاتم المرسلين(ص) مىباشد. در رابطه با دليل اين مساله ابتدا بايد توجه داشته باشيد كه نوعا در مسائل مختلف سه گونه استدلال وجود دارد: عقلى، نقلى و حسى(1) دلايل عقلى در رابطه با امور كلى مىباشند و در چنين موردى كه مقايسه دو امر جزئى است نبايد در جست و جوى آن بود. زيرا خارج از قلمرو و براهين عقلى است. (2) دليل حسى نيز وجود ندارد زيرا اولا ما نظارهگر تمام اعمال و حركات آنها نيستيم تا با مقايسه شهودى از طريق كنش آنها حكم به برترى يكى بر ديگرى نمائيم. ثانيا اصلا فضايل و مقامات تجربهپذير نيستند مگر آن كه خواصى از طريق تجربه باطنى حقايقى را دريافت دارند. (3) تنها مىماند دليل نقلى. اين گونه ادله نيز چند دستهاند: روايات خاص و صريح، روايات صريح و عام و روايات غير صريح. الف) دسته اول رواياتى است كه به صراحتبر فضيلت امير المؤمنين(ع) بر شخص حضرت ابراهيم(ع) دلالت دارد. مانند احتجاج خود آن حضرت. چنان كه در احتجاج طبرسى آمده است كه از آن حضرت پيرامون اين مساله سؤال شد و فرمودند: من از ابراهيم(ع) برتر مىباشم. زيرا وقتى خداوند از قيامت و برانگيخته شدن مردگان با وى سخن گفت از خداوند درخواست نمود كه چگونگى آن را به وى بنماياند. خطاب آمد: «اولم تؤمن؟» جواب داد: «ليطمئن قلبى». ولى من در مرتبهاى از يقين هستم كه «لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا. اگر همه پردههاى غيب كنار رود اندكى بر يقينم افزوده نگردد». زيرا آن را اندك كاستى نيست تا بدين وسيله جبران گردد. ب) روايات عام آنهايند كه فضيلت امير المؤمنين(ع) بر ديگر انبياء را به طور عام و مطلق دلالت دارند بدون آنكه در آنها نام شخص حضرت ابراهيم(ع) ذكر شده باشد. از جمله در جلد 11 بحار الانوار (ص 139 ب 2 ح 6) آمده است: «قال رسول الله(ص):ان الله فضل انبياء المرسلين على ملائكة المقربين و فضلنى على جميع الانبياء و المرسلين و الفضل بعدى لك يا على و الملائكة من بعدك». اين مضمون در جلد 26 ص 335 نيز آمده است. ج) دسته سومى رواياتى است كه لفظا و صراحتا فضيلتبر برترى حكم نمىراند، بلكه برترى پنج تن از ديگر مخلوقات از آنها استنباط و كشف مىشود. از جمله: 1- احاديثى كه نشان مىدهد حضرت آدم(ع) نور پنج تن را در عرش الهى مشاهده كرد. 2- احاديثى كه پيرامون توسل انبياء گذشته به اهل بيت(ع) وجود دارد. 3- حديث قدسى مرسلهاى كه در آن خداوند به پيامبر(ص) فرموده است: «اگر تو نبودى جهان را نمىآفريدم و اگر على(ع) نبود تو را نمىآفريدم و اگر فاطمه(س) نبود هيچ يك را».
لقب اميرالمؤمنين
در مكه جبرئيل، لقب اميرالمؤمنين را به عنوان اختصاص آن به علي بن ابي طالب عليه السلام از جانب الهي آورد، اگر چه اين لقب قبلاً نيز براي آن حضرت تعيين شده بود.
پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم هم دستور دادند تا يك يك اصحابش نزد علي عليه السلام بروند و به عنوان اميرالمؤمنين بر او سلام كنند و السلام عليك يا اميرالمؤمنين بگويند، و بدينوسيله در زمان حيات خود، از آنان اقرار بر امير بودن علي عليه السلام گرفت.
در اينجا ابوبكر و عمر به عنوان اعتراض به پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم گفتند: آيا اين حقي از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناك شده فرمودند: حقي از طرف خدا و رسولش است، خداوند اين دستور را به من داده است
چرا اسم حضرت على(ع) صريحا در قرآن نيامده است؟
چرا خداوند متعال درآيهاى كه به مناسبت غديرخم نازل شده ـ يا در جاهاى ديگر آن ـ صراحتا نام امام علىابنابىطالب(ع) را ذكر نكرده و امروز باعث شده ما مسلمانان به دو دسته بزرگ شيعه و سنى تقسيم شويم؛ آيا مانعى داشت كه خداوند همان طور كه اسم حضرت مريم، موسى، عيسى و لقمان: را آورده، نام مبارك اميرالمؤمنين(ع) را هم در آن ذكر مىكرد؟
پاسخ:
هرچند در قرآن، آياتى وجود دارد كه به گفته شيعه و اهلسنت، جز بر على(ع) و برخى ديگر از امامان برهيچ كس ديگرى قابل انطباق نيست، همچون آيه ولايت (مائده، 55)، آيه مباهله (آل عمران، 61) و... ولى به خاطر مصالحى، نام آنان به صراحت در قرآن نيامده است.
يكى از دليلهاى نيامدن نام امامان: در قرآن، اين است كه قرآن تنها كليات مسايل را بيان كرده و تبيين جزئيات آن، به پيامبر(ص) واگذار شده است.
شخصى به نام ابىبصيرمىگويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: «مردم مىگويند چرا از حضرت على (ع) و اهلبيت او نامى در قرآن كريم نيامده است؟» امام(ع) فرمودند:
«به كسانى كه چنين اعتراضى مىكنند، بگوييد: همان گونه كه نماز در قرآن آمده، ولى سه يا چهار (ركعت) بودن آن مشخص نشده و پيامبر(ص) آن را براى مردم تفسير كرده، همچنين زكات (در قرآن) نازل شده، ولى مقدار آن مشخص نشده و رسول خدا(ص) آن را براى مردم تفسير كرده و... همين طور در قرآن آمده است كه (اطيعوا الله و اطيعواالرسول و أولى الأمر منكم)؛ (نساء، 59) «از خدا و رسولش و اولىالامر اطاعت كنيد.» اين آيه درباره على و حسن و حسين، نازل شده و پيامبر(ص) فرمود: «هركه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست.» (يعنى همان گونه كه تفسير جزئيات نماز، زكات و حج به پيامبر(ص) واگذار شده كه دستورهاى الهى را به مردم برسانند معرفى «اولى الامر» نيز به ايشان واگذار شده تا آنها را به مردم معرفى كنند .)» سپس امام صادق(ع) ساير آيات و رواياتى را كه در اين باره آمده، ذكر فرمود.
يكى ديگر از حكمتهاى نيامدن نام على و اهل بيت: در قرآن، اين است كه در اين كتاب الهى، آياتى درباره اهلبيت(ع) نازل شده كه بسان تصريح به نام آنان و بهتر از تصريح است؛ مانند آيه 55 سوره مائده كه مىفرمايد: «ولى و سرپرست شما تنها خداوند و پيامبرش و افراد مؤمن هستند؛ افراد مؤمنى كه نماز برپاى داشته و در حال ركوع زكات مىدهند.» دانشمندان شيعه و اهل سنت نقل كردهاند كه فقط حضرت على(ع) در حال ركوع انگشتر خود را به فقير داد. در نتيجه، تفاوتى نداشت كه خداوند متعال بفرمايد: «سرپرست شما خداوند و رسولش و حضرت على(ع) هستند.»، يا اين كه صفاتى از آن حضرت نقل كند كه منحصر به فرد بوده و تنها برحضرت على(ع) منطبق باشد. كسى كه به دنبال حقيقت باشد، از هردو گفتار، يك مطلب را مىفهمد؛ با اين تفاوت كه اگر نام حضرت على(ع) به صراحت در قرآن مىآمد، به احتمال نزديك به يقين، نااهلان قرآن را تحريف مىكردند و به خاطر خصومت با آن حضرت و محو و حذف نام ايشان از قرآن، در قرآن دست مىبردند؛ چنان كه تا مدتى تدوين احاديث پيامبر اكرم(ص) را به همين منظور، ممنوع كردند! ولى در صورتى كه با ذكر اوصاف گفته شود، ديگر افراد نااهل دست به تحريف آيات قرآن نزده و ولايت اميرمؤمنان على(ع) نيز براى حقيقت جويان روشن مىشود.
شيعه و اهل سنت متفقاندكه پيامبر(ص) فرمود: «من از ميان شما مىروم؛ ولى دو چيز گرانبها بين شما به يادگار مىگذارم كه اگر به آن دو متمسك شويد، هيچ گاه گمراه نمىشويد. كتاب خدا و اهلبيتم، خداوند دانا به من خبر داده كه اين دو، هيچ گاه از يكديگر جدا نمىشوند تا درحوض كوثر بر من وارد شوند.» ولى عدهاى چون عمربن خطاب ـ در مريضى منجر به وفات پيامبر(ص) ـ فرياد برآوردند كه: «كتاب خدا ما را كافى است.» و اجازه ندادند وصيت پيامبر (ص) نوشته شود؛ چون مىدانستند كه مىخواهد درباره اهلبيتش وصيت كند. پس يقين بدانيد كه اگر حتى در صد آيه به صراحت نام حضرت على(ع) مىآمد، اين عده آن آيات را از قرآن حذف مىكردند و مىگفتند: «بقيه قرآن ما را كافى است.» و مردم نادان هم دم برنمىآوردند؛ چنان كه على(ع) و حضرت زهرا(س) را آن همه آزار دادند و مردم چيزى نگفتند. وانگهى خليفه اول و دوم كه صدها روايت از پيامبر(ص) را جمعآورى كرده و همه را سوزاندند؛ اصلا بعيد نبود كه جهت مطامع دنيايى خود، بسيارى از آيات قرآن را نيز بسوزانند. علاوه بر آنچه گذشت، حكمتهاى ديگرى نيز در نيامدن نام اهلبيت: در قرآن وجود دارد كه بيان همه آنها در اين مختصر نمىگنجد.
چه كسي چه كار كند؟
اين بخش به اين موضوع كه «چه كسي چه كار كند؟» ميپردازد . به اين موضوع ميپردازد كه به نظر شما چگونه مسؤوليتهاي زندگي تقسيم ميشوند . حتي اين كارهاي كوچك هم مهم است . به يكديگر اجازه دهيد كه بدانيد چه كارهايي از ديگري انتظار داريد كه انجام بدهد . بعد از جواب دادن به اين سؤالات و مقايسه جوابها بايد به دلايل بپردازيد و سپس تصميم بگيريد كه چه كسي چه كار كند .
كليد سوالات اين خواهد بود هِِ:همسر، ش: شوهر، هر: هردو، هيچ: هيچكدام .
گرايشهاي مذهبي
گرايشهاي مذهبي
وقتي شما خدا را وارد روابط خود ميكنيد ميثاقي خواهيد داشت كه به راحتي متزلزل نميشود و به آساني نميشكند.
خداوند به ازدواج خیلی اهمیت داده است . ازدواج نوعي خاص از رابطه، يك ميثاق، يا در حقيقت نوعي وحدت است.اين وحدت و همساني وقتي شكل ميگيرد كه شما اعتقادات مشتركي داشته باشيد . اينها پايه رابطه زناشويي شما است . با استفاده از اين پايه شما نحوه ارتباط با يكديگر، استانداردهاي اخلاقي، ارزشها و اخلاقيات خود را تعيين ميكنيد .
شما دو نفر تا چه اندازه در اعتقادات مذهبي هماهنگ هستيد ؟ خدا را چگونه ميبينيد ؟ خدا كيست ؟ آيا به پیامبر و اهل بیت معتقد هستید ؟ و معني آن در نظر شما چيست ؟
آيا شما دو نفري به مسجد ميرويد ؟ معمولا كي ؟ وقتی یک نفر از شما یا دوستانتا ن فوت میکند یا نه هر روز عصر به اتفاق دو نفری نماز عصرتان را در انجا میخوانید ؟
یا مسیحی هستید و
در كتاب مقدس، مسيح(ع) گفته است كه روابط او با مردمش مثل ازدواج است ..
شما دو نفر تا چه اندازه در اعتقادات مذهبي هماهنگ هستيد ؟ خدا را چگونه ميبينيد ؟ خدا كيست ؟ آيا عيسي مسيح(ع) منجي شما است ؟ و معني آن در نظر شما چيست ؟
آيا شما دو نفري به كليسا ميرويد ؟ كدام كليسا ؟ معمولا كي ؟ د ركليسا چگونه هستيد ؟ يا در غسل تعميد ؟ به نظر شما يك فرد در چه زماني بايد غسل تعميد داده شود، در كودكي كه نميدانيد چه قولهايي به شما و از طرف شما داده مي شود، يا در سنين بلوغ كه خودتان تصميم ميگيريد و قول ميدهيد، و چگونه، با لمس كردن يا تعميد واقعي ؟
اينها تنها چند سؤال بود كه به جنبههاي مهم شما در زندگي مذهبی پرداخته میشود . تفاوتهاي ابتدايي شما در اعتقادات مذهبي چگونه بر روابط شما و روابطتان با خانوادهتان تأثير ميگذارد ؟ آموختههاي مذهبي و عقايد مذهبي شما ميتواند آنقدر متفاوت باشد كه فهم يك زوج ا زخدا و زندگي، و بنا براين هماهنگيشان تحت تأپير قرار بگيرد . و اين تفاوتهاي اعتقادي ميتواند تمام زندگي خانوادگي شما را شامل شود .
در زير مجموعه سؤالات ديگري است كه به شما كمك ميكند كه بفهميد چه مشتركاتي در اعتقادات داريد و چگونه از عهده تفاوتهايتان بر آييد. البته بهترين حالت اين است كه هردوي شما به فهم درستي از خدا برسيد .
هركدام از شما بهتر است كه جداگانه به سؤالات پاسخ دهبد و سپس براي مقايسه و مباحثه گرد هم آييد .

30 سئوال در مورد برقراری ارتباط
در سؤالات بعدي بايد پاسخ دهيد كه ميخواهيد چگونه با يكديگر ارتباط برقرار كنيد .
هركدام از شما بايد جداگانه به سؤالات پاسخ دهيد تا او نیز درمورد شما بیشتر بداند

ازدواج نوع خاصي از رابطه است، ميثاقي دائمي است كه بايد در آن صادق، راستگو و بيآلايش باشيد
اول نام خود را در جاي خالي روبروي مسؤوليتها يي كه ميپذيريد قرار دهيد . البته شما ميتوانيد هر نوع تغييري كه ميخواهيد به آنها بدهيد تا با روابط شخصيتان هماهنگ شود .
من ميفهمم كه ارتباط كليد ازدواج موفق است، بنابراين با مسؤوليتهاي زير موافقت ميكنم
خانواده
در زیر مجموعه سؤالاتي فراهم شده است که باید به ان طبق راهنما جواب بدهید
از شما خواسته شده كه عبارات را بخوانيد و سپس سريع پاسخ دهيد «درست» يا «غلط» اولين پاسخ شما بايد جوابتان باشد . هركدام از شما بايد جداگانه به سؤالات پاسخ دهيد و سپس بعد از تكميل مقايسه كنيد .
20 سؤال اول درباره خانواده شما است:
اهميتهاي پول
يكي ديگر از زمينههايي كه باعث مشكلات زيادي در ازدواجها ميشود پول است – خيلي زياد است، خيلي كم است، چگونه خرج شود و چه كسي آن را خرج كند، احساس ما درباره آن چيست؟ چهقدر مهم است ؟ طرز برخورد شما با پول به تعاليم مذهبي و مبدأ خانوادگيتان بستگي دارد . ميثافهاي جديد مسأله پول را بيشتر از ديگر مسائل – به استثناي فرمانروايي خدا – مورد بحث قرار ميدهد . پيام كتاب مقدس درباره مسائل مالي شفاف است . ما بايد به مردم عشق بورزيم و از اشياء استفاده كنيم نه اينكه به اشياء عشق بورزيم و از مردم استفاده كنيم . كتاب مقدس به ما مياموزد كه بايد مباشران خوبي براي پولمان باشيم و آن را خردمندانه خرج كنيم . ما نبايد اشياء را بيش از ارتباطها بياندوزيم زيرا دل ما جايي است كه اندوختههايمان باشد . بزرگترين گنجينهاي كه شما ميتوانيد داشته باشيد رابطهتان با خدا و همراهي است كه انتخاب كردهايد.