تبليغاتX
راه زندگی







راه زندگی

Way Of Life

بلیط بهشت

یه روز  زن پادشاه صدائی  رو  میشنوه  و  نظرش به اون  گفته جلب  میشه  " بدو بیا بیلط بهشت دارم "

میاد و میبینه بهلول داره داد میزنه  و  رد  میشه  از ش میپرسه  بلیط بهشت  رو  هم به من میفروشی  بهلول

جواب  میده  یک قرص  نان  زن پادشاه  رو حساب  سادگی  بهلول  اونو  میخره  و  میره به شوهرش  میگه داستان اینطوریه  پادشاه  با  حالتی عصبانی  میگه مگر من برات بهشت  درست  نکردم    مگه  هر  چی 

میخوای  اینجا نیست  چرا  رفتی  و اینکار  رو  کردی  مگه  تو  عقل  نداری  که  گول  بهلول  رو خوردی  بهر حال  بعد  از  ظهر  میشه  و  پادشاه  می خوابه  و  تو  خواب  میبینه  که  با زنش  از  جائی گذر میکنند    میرسن  به یه  باغ    تصمیم  که  بهمراه زنش  برن تو  باغ  وقتی میرسن و سئوال  میکنند 

که  این  باغ  چیه  متوجه  میشن  که  باغ بهشته  ولی باید  بلیط  داشته باشی  و  وارد  شی  زن  پادشاه  میره  داخل  باغ  و  خود پادشاه رو  راه نمی دن  هر  چی  میگه  این  زنه  منه ما با  هم ...  ازش  قبول  نمی  کنن  و  راهش  نمی دن  که  تو  همین  حین  از  خواب  می پره

سراسیمه  میره  دنباله بهلول  و پیدا ش  میکنه و  بهش  میگه یه بلیط  هم  به  من بده  و  عوضش گوسفندی  رو بهت میدم  بهلول خنده  کنان  بهش  میگه  اون  ماله قبل  بود الان  گران  شده  پادشاه  اعتراض  میکنه  که  این  چه  کاریه  وچقدر  باید  پرداخت  کنم  برای  این  بلیط .  بهلول  میگه   زمانی  که  باید  نخواستی   و  الان  دیگه  نیست  باید برای  پرداختش  تموم  اونچه  که  داری رو  بدی  تا این  بلیط  رو تهیه کنی  ....

 

یه زمانی  هست  که  وقتی  چیزی  رو میخواهیم  تموم  هستی  انرژی  شون رو  میگذارن  تا  ما به اون  برسیم  و بدست  بیاریم  همه  چی فراهم  شده  همه  ی  ارکان  هستی حاضرن  و  اعتراضی ندارن و وقتی  که  ما  بهر  علتی  گذر  میکنیم  و  اون  رو نمی بینیم  و  به  چشم ما کوچیک  میاد  و  در  حد  خودمون  نمیبینیم   مدتی  نمی گذره  که  متوجه میشیم  که  اون بدرد  میخورد ه    به  اونی  که  از  دست  دادیم  احتیاج  داشتیم  دیگه  به ما  نمی دن  و دیر شده و گذشته    باید  بریم تو  هستی   نیست  بشیم  برای هست  شدن  اون بعضی  وقتها  به  کم  دیر میشه  شاید  هم  دیگه  نشه    

 

زندگی به من آموخت : دست دادن معنای رفاقت نیست ، بوسیدن قول ماندن نیست وعشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست....

+ نوشته شده در بیست و نهم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است

همچو گل چند به روی همه خندان باشی            همره غیر  به  گلگشت  گلستان باشی

 

هر زمان با دگری دست به گریبان باشی            زان بیاندیش که ازکرده پشیمان باشی

 

جمع  با  جمع  نباشند و   پریشان  باشی            یاد  حیرانی ما  آری و  حیران باشی

 

شب  به  کاشانه  اغیار نمی باید بود                 غیر را شمع  شب تا رنمی باید بود

 

همه جا با همه کس یار نمی باید بود                  یار  اغیار   دل ازار  نمی باید بود  

    

تشنه  ی خون منه  زار نمی باید بود                  تا بدین مرتبه خونخوارنمی باید بود

 

گر زآزردن من هست غرض مردن من               مردم و ازار مکش از پی ازردن من

 

 

خرده  بر حرفه درشته منه آزرده مگیر        حرف آزرده  درشتانه  بود  خر د ه  مگیر 
متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در بیست و هفتم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

با یاد خدا دلها ارام میشود

با یاد خدا دلها ارام میشود

میگن خدا از رگه گردن به انسان نزدیکتره حتما این مطلب رو بخونید

 محلی به نام مکان خدا در مغز هر انسانی وجود دارد.

 دسترسی به این محل عروج معنوی و آرامش ذهنی به همراه می آورد.

 کسانی که از ته دل دعا می کنند هرگز کمبود ی را احساس نمی کنند.

یه کاری کنیم

بعضی ها اینکارو میکنند ما هم انجام بدیم حتما با اینکار روز خوبی را شروع خواهیم کرد

از این به بعد هر روز صبح که از خواب بیدار میشیم بگیم

 سلام خدا صبح بخیر

با ور کنید بهترین روز دنیا را خواهیم داشت  اما چه فایده که جای میخها بر دیوار باقی میماند خدا وقتي امروز پنجره اي رو رو به بهشت باز كرد؛ مرا ديد و پرسيد: بزرگترين آرزوت براي امروز چيه؟

پاسخ گفتم: خدايا مواظب كسي كه داره اين نوشته رو مي خونه و خانوادش و دوستاي خوبش باش.  شايستگي اين رو دارن و من هم خيلي دوستشون دارم.

اره میدونید  فرشته ها وجود دارن؛ اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون مي گيم دوست.

+ نوشته شده در بیست و دوم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

رد پا

روزي مردي خواب ديد که در امتداد ساحل با خداوند قدم مي‌زد. در پهنه آسمان، صحنه‌هايي از زندگي‌اش يکي پس از ديگري نمايان مي‌شد. او در هر صحنه، بر روي شن‌ها دو رديف ردّپا مي‌ديد؛ يکي ردپاي خودش و ديگري رد پاي خداوند.

هنگامي که آخرين صحنه از برابر ديدگانش گذشت، نگاهي به تمام ردّپاها انداخت و متوجه شد که در بسياري موارد تنها يک جاي پا در ماسه‌ها به‌چشم مي‌خورد. دقيق‌تر که نگاه کرد‏، متوجه شد که ردّپاهاي منفرد مربوط به دشوارترين و غم‌انگيزترين مواقع زندگي او بوده است.

از اين موضوع به‌خشم آمد و از خداوند پرسيد: «خداوندا، تو خود فرموده‌اي که اگر از تو پيروي کنم، همواره در کنار من خواهي بود و با من خواهي خراميد. و حال آنکه من متوجه شده‌ام که در خلال دشوارترين لحظات زندگي‌ام تنها يک جفت ردّپا وجود داشته است. نمي‌دانم چرا در مواقعي که بيش از همه به تو احتياج داشته‌ام، مرا ترک کرده و تنها گذاشته‌‌اي».

خداوند جواب داد: «فرزند عزيزم، من تو را دوست دارم و هرگز رهايت نخواهم کرد. در آن هنگام که با زحمات و آزمايشات دست به گريبان بودي و تنها يک جفت ردّپا مي‌ديدي، من بودم که تو را حمل مي‌کردم.»

+ نوشته شده در بیست و دوم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

   هر شب      کنار خودم داراز می کشم             تا تنها نمانم . . .         میان تمام علامتهای سوال

   و      واژه های سربی  شعر      وقتی قدم می زنند      آدمکان خیالی       به خاطر یک سطر بوسه

روی دستهای پاییزی دلم . . .   اینجا      بارانهای کال چشمهایم       تنها ییم را پر می کند  

امروز     بخاطر او که      هرگز محبتهایم را    پاسخی نداد     تمام عاشقانه های وبلاگم را    خط می زنم      

زیرا کمی دیر دانستم        عشق به بهانه ی باران    سرابی بیش نبود

وقتی این ثانیه های بی صدا      از کنار چشمهایم می گذرد    تنها تو     دلتنگی ام را نقاشی می کنی

  


متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در بیست و یکم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

کاری کلما تور

کاری  کلما تور

 

امروزه روز ، گل را هم بزك مي كنند .

مغز آدم احمق مانند پادگان بدون سرباز است...

قلبم برای شنیدن ضربان قلبت سکوت می کند.

برای اینکه سریعتر فکر کنم به مغزم روغن می زنم

 حماقت نمي تواند عذر موجهي باشد ، نگذاريد ” گل ” كند.

 اكثراً دليلي نمي بينند ، شايد به اين دليل كه ديده نمي شوند .

 دندانسازها تنها کسانی اند که با دندانهای دیگران نان می خورند .

 دلگیرترین پائیز پائیزی است که در آن برگهای درختان زرد نشده بریزد

 نمی دانم چرا بعضی افراد با داشتن دو تا چشم همه چیز را یکی میبینند

+ نوشته شده در بیست و یکم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

حیف

 

حیف  از  ان احساس  پاکه  من      با  تو  حیف از  آشنائی  

 

+ نوشته شده در بیستم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

بشنو از من بی دریغ

        وقت از نی کر شدن        

     وقت عریان تر شدن 
                    

گم شدن پیدا شدن                 

     بی در و پیکر شدن
رد شو از هر نابلد          

           در عبور از فصل بد
رو به این بی منظره           

       این غزل کش این جسد
این همه بی خاطره       

            این همه بی پنجره

 


متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در نوزدهم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

بنا به روایتی کهن و اسطوره ای ” از شرق

 

بنا به روایتی  کهن و اسطوره ای ” از شرق

 

روزی خدایان در حال گفتگو  بودند که حقیقت را کجا  باید  پنهان کرد تا به

 

آسانی در اختیار بشر قرار نگیرد . خدایان بیم داشتند که اگر مردم  حقیقت  را بیابند

 

دیگرکار چندانی برای سر گرم نگاه داشتن آنان باقی نماند .   یکی از خدا یان پیشنهاد

 

کرد که باید  حقیقت را بر فراز بلند ترین قله ها قرار دهیم از ان طریق  قوی ترین و

 

ساعی ترین فرد قادر به یافتن حقیقت  خواهد بود که با  مخالفت یکی از خدایان  قرار


متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در شانزدهم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

پروردگارا :

پروردگارا :

 

به من آرامش ده :     
                         تا بپذیرم  آنچه را  که  نمی توانم تغییر دهم .

دلیری ده :  
                         تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم .

بینش ده :    
                         تا تفاوت این دو را بدانم .

مرا فهم ده :   
                         تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن ، مطابق میل من رفتار کنند

 

+ نوشته شده در پانزدهم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

ويژگيهاي شخصيت برونگرا

ويژگيهاي شخصيت  برونگرا

 

1- علاقه مند به وقايع پيرامون خود.

 

2- رو راست و معمولا پر حرف.

 

3- عقيده خود را با عقايد ديگران مقايسه ميكند.

 

4- اهل عمل و پيشقدمي در كارها.

 

5- بسهولت دوستان جديدي يافته و يا با يك گروه خود را وفق ميدهد.


متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در یازدهم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

ویژگی شخصیت درون گرا

ويژگيهاي شخصيتي درونگرا

 

1-علاقه مند به احساسات و افكار خودشان. نياز به داشتن قلمرو شخصي. كـم حرف، ساكت و متفكر.

 

2- دوستان زيادي ندارد. در ارتباط برقرار كردن با افراد جديد مشـكل دارد. عـلاقـه مـند به سكوت و تمركز. از ديد و بازديد هاي غير منتظره و ناگهاني بيزار است.


متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در نهم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

تقسیمات ازدواج در زندگی ما

تقسیمات  ازدواج در  زندگی  ما 

 

در خانواده‌هاي اصيل ايراني با اعتقادات مذهبي مرسوم اين است كه در روز خواستگاري خانوادة پسر مي‌گويند پسر ما غلام شماست و خانوادة دختر مي‌گويند دختر ما كنيز شماست، ولي آنچه در واقعيت بعد از ازدواج رخ مي‌دهد چيست؟

 

چهار حالت زندگي مشترك

 

بعد از ازدواج چهار حالت ممكن است پيش بيايد كه به شرح مختصر هريك مي‌پردازيم:

 

حالت اول

 

 اين است كه زن تبديل به كنيز و مرد تبديل به آقا و سرور شود. به عبارتي، زن به اسارت مرد درمي‌آيد. در اين حالت زن خواستة شوهرش را مقدم بر خواستة خودش مي‌داند و مرد نيز خواستة خودش را مقدم بر خواستة همسرش مي‌داند. در اين مقولـه فمينيست‌ها بسيار فعاليت‌ كرده‌اند و حتي گاه آن‌قدر زياده‌روي كرده‌اند كه همة مردها را اين‌گونه ديده‌اند. در هر صورت، اين شيوة زندگي نامطلوب است و خوشبختانه امروزه روبه تحديد است.

 


متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در هفتم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

متولدین آبان

متولدین آبان  :

 

اغلب متولدين آبان داراي دو گوش، دو پا، دو دست و يك دماغ هستند. دماغ متولدين اين ماه يا بيش از اندازه گنده و يا خيلي كوچك است. و كمتر كسي از متولدين اين ماه را مي‌توان پيدا كرد كه از دماغي ميزان و استاندارد برخوردار باشد. علامت طالع‌بيني متولدين آبان عقرب است. بنا به روايتي،
متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در ششم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

شهریور

شهریور

 

سنگهای موافق

 

 زمردلاجوردسنگ یشمعقیقالماسزرقون

 

سنگهای مخالف

 

فیروزهایمی تهستاکوامرائن

+ نوشته شده در ششم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

نکته ها

 

پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد.

 با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد .

با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد .

برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و  زن " لال " .

تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند

ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل!

مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند.

قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم .

ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند.

+ نوشته شده در سوم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

کاری کلماتور

 

 

مقصد مسافر تنها ، پيدا كردن همسفر است .

 

آدمي را نمي دانم ولي خاطرات زنده مي شوند ...

 

وقتي نونم را آجر كرد ، با اون زدم سرش را شكستم !

 

ميكروب نسبت به تشخيص آزمايشگاه تقاضاي تجديد نظر دارد

 

يكي نيست بگويد ، آنها كه از پا در مي آيند ديگر چرا از دست مي روند .

 

معمولاً  همانقدر كه براي  بعضي ها آب مي خورد  ، براي بعضي نان مي كند.

 

هيچ کس حرف هايت را جدی نمی گيرد؛ اين است بزرگ ترين مشکل کسی که به شوخ طبعی شهرت دارد.

 

+ نوشته شده در سوم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

آذر

آذر

 

سنگهای موافق

 

 یاقوت اصغرفیروزهلهسنیا - حجرالقمر

 

سنگهای مخالف

 

 عقیقیاقوت کبوداکوامرائن

+ نوشته شده در دوم شهریور 1386ساعت توسط سعید |