* روزگار غریبی است.یکی در آپباش گلاب دارد یکی در گلابپاش آب هم ندارد.
* زنبور تنهــــا پزشکی اســت که بدون مـعاینه به مـریض آمپول مـیزند.
* آسیبان پیر شده بود اما کسی سپیدی مویش را بـــــاور نمیکرد.
* سیب به درخت چسبییده به قانون نیوتن دهن کـجی میکند.
* از دودلی خسته شدم یکی را به یــــدکی نـگه داشتم.
* دریا برای صرفه جویــی در آب موج کمتر میفرستد.
* تا قبل از مرگش هیچگاه بزرگ خانـدان نبود.
* دل آدم باید مثل حسابش جاری باشد.
+ نوشته شده در سیزدهم فروردین 1388ساعت توسط سعید
|

سر همه پادشاهان كلاه گذاشته اند.
يك شمع را به جرم قتل چند پروانه دستگير كردند.
يك نقاش را به جرم كشيدن چاقو بازداشت كردنند.
وقتي روز لباس سیاه مي پوشد ، شب صدايش مي كنند
براي اينكه مرز بين رويا و واقعيت را گم نكند ، بينشان سيم خاردار كشيد.
+ نوشته شده در بیست و یکم آذر 1387ساعت توسط سعید
|
مترسک تنها عروسکی که زير خط فقر زندگی می کند.
آنقدر ناز طرف را كشيد كه جوهر خودكارش تمام شد .
در يك روز توفاني باد را به جرم كلاهبرداري دستگير كردند.
می گفت : تا فراموش نكرده ام بگويم كه من خيلي فراموشكارم !
به سادگی از کنار زندگی گذشت به همان سادگی هم در گذشت .
+ نوشته شده در شانزدهم شهریور 1387ساعت توسط سعید
|
همه تشنه محبت اند و ما گرسنه يك قرص نان.
يك روز دو چشمش با هم قهر كردند و از آنروز به بعد بينوا لوچ شد .
وقتي دلم مي گيرد ، ديگر ول نمي كند !
ريلهاي راه آهن به هم نمي رسند ولي ديگران را به هم مي رسانند.
+ نوشته شده در شانزدهم تیر 1387ساعت توسط سعید
|
گناه كلاغ چيست كه هر وقت مي خواهد چهچه بزند صداي قارقار از گلویش مي آيد.
اگر خورشيد عينك دودي بزند خلايق به عينك آفتابي احتياج پيدا نمي كنند.
مىخندم تا خنديدن يادم نرود خدا را چه ديدى شايد روزى واقعاً خنديدم.
دلم ، از ميان رديفهاي موسيقي ، فقط شور ميزند.
دنياى خرگوشى، حوائج را جمع هويج مىداند.
+ نوشته شده در سوم خرداد 1387ساعت توسط سعید
|
ناز" سرعت گیر کوچه عشق است...
تیمور لنگ شهر عشق " عقل است .
سکوت نگاهت " آرامشم را به هم میریزد .
کرمهای دندان در زمستان دندان کرسی را بیشتر دوست دارند...
آنها كه نه به گذشته كاري دارند و نه به آينده” حال” شان خراب است
یكي مي گفت مرگ را چه عرض كنم ولي زندگي ، خيلي دنگ و فنگ داره.
بيچاره آن شمعي که در زير آفتاب داغ آب شد و حسرت سوختن بر دلش ماند.
تصميم به تغيير سرنوشت ، از «حقوق» شماست بشرط آنكه وسط برج پيش خور نكرده باشيد .
+ نوشته شده در ششم بهمن 1386ساعت توسط سعید
|
کاری کلماتور
پله، چشم چران مجاز است...
آفتابه کاریکاتور گلاب پاش است...
چشمان سياهت روزگارم را سياه کرد.
تنها کسی در دنیا که از یک بوسه آتش می گیرد، کبریت است...
برای اينکه در دريای چشمهايش غرق نشوم هميشه عينک دودی می زد!
همه بی بی ها روزی نی نی هایی بودند که مرور زمان به تدریج نقطه های آنها را جابجا کرده است.
+ نوشته شده در دوم بهمن 1386ساعت توسط سعید
|
کاری کلما تور 
بعضي ها «يكه» مي خورند و بعضي تنها تنها ...
تنها چيزي كه هيچ وقت سير نمي شود ، پياز است !!!
کلامي را که با نگاهت به من گفتي از هيچ زباني نشنیده بودم.
تنها مغازه اي كه هميشه قلم در آن پيدا مي شود ، قصابي است .
از وقتي شنيدم زندگي چشم به هم زدني است ديگه پلك نمي زنم .
آنها كه براي هر چيزي مي ميرند معلوم نيست براي چي زندگي مي كنند.
عذر مي خواهم ، آيا برايتان مقدور هست که مرا هم در آرزويتان شريک کنيد ؟
+ نوشته شده در پانزدهم دی 1386ساعت توسط سعید
|
عسل جزو اموال مسروقه است .
كمتر دزدي خورشيد را دوست داره .
يك دل داري يك دوست تو را بس است .
جايي كه ميزبان دزد است سرقت دشوار است.
قفس خالي را به اندازه همه پرندگان دوست دارم .
وقتي آتش خودش را در آب مي بيند غرورش مي شكند .
نجاري را دوست دارم كه با ميز و صندلي درخت بسازد .
+ نوشته شده در هجدهم آبان 1386ساعت توسط سعید
|
کاری کلما تور
امروزه روز ، گل را هم بزك مي كنند .
مغز آدم احمق مانند پادگان بدون سرباز است...
قلبم برای شنیدن ضربان قلبت سکوت می کند.
برای اینکه سریعتر فکر کنم به مغزم روغن می زنم
حماقت نمي تواند عذر موجهي باشد ، نگذاريد ” گل ” كند.
اكثراً دليلي نمي بينند ، شايد به اين دليل كه ديده نمي شوند .
دندانسازها تنها کسانی اند که با دندانهای دیگران نان می خورند .
دلگیرترین پائیز پائیزی است که در آن برگهای درختان زرد نشده بریزد
نمی دانم چرا بعضی افراد با داشتن دو تا چشم همه چیز را یکی میبینند
+ نوشته شده در بیست و یکم شهریور 1386ساعت توسط سعید
|

مقصد مسافر تنها ، پيدا كردن همسفر است .
آدمي را نمي دانم ولي خاطرات زنده مي شوند ...
وقتي نونم را آجر كرد ، با اون زدم سرش را شكستم !
ميكروب نسبت به تشخيص آزمايشگاه تقاضاي تجديد نظر دارد
يكي نيست بگويد ، آنها كه از پا در مي آيند ديگر چرا از دست مي روند .
معمولاً همانقدر كه براي بعضي ها آب مي خورد ، براي بعضي نان مي كند.
هيچ کس حرف هايت را جدی نمی گيرد؛ اين است بزرگ ترين مشکل کسی که به شوخ طبعی شهرت دارد.
+ نوشته شده در سوم شهریور 1386ساعت توسط سعید
|
ترکها ---------
چون فکر می کنن فارسی همون ترکيه با لهجه متفاوت . بعد ميان ترکی فکر می کنن و ترجمه می کنن به فارسی.....
در حالی که همين باعث سوتی های منجر به جک و آدرس اشتباه دادن معروف ترک ها و ... می شه. اگه قبول ندارين برين شهر تبريز. با کسی که ترک هست و فکر می کنه شما هم ترکين ، فارسی صحبت کنين. مطمئن باشين در نود درصد موارد يارو به مدت حداقل سه ثانيه به شما نگاه می کنه( زمان تأخير) بعد فارسی صحبت می کنه. يعنی ترکی فکر کرده بعد ترجمه کرده !! اگر ترک ها بتونن فارسی فکر کنن و فارسی صحبت کنن اصلاً مشکل نخواهند داشت!
متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در بیست و هفتم بهمن 1385ساعت توسط سعید
|