تبليغاتX
راه زندگی







راه زندگی

Way Of Life

من متولد شده ام

من متولد شدم، پس هستم

تولدت مبارک  

مادر در لحظه تولد بخشی از وجود خود را با رغبت واگذار می کند، فقط برای اينکه در

ادامه زندگی انگيزه ای برای نگرانی، دلهره، عذاب و سرگرمی داشته باشد

 

بعضی ها در بزنگاهی از تاريخ به دنيا می آيند که همينطور الکی پرتاب می شوند در

ظرف عسل، بعضی ها هم در کندوی عسل

 

من هم معتقدم بعضی با جفت شيطان، به عنوان دوقلو متولد می شوند، منتهی آن

يکی را تا زمانی که به قدرت نرسيده اند رو نمی کنند

 

مرگ ماليات زندگی و تولد وامی کوتاه مدت با سود بالا و کمر شکن تا لحظه ی مرگ است

 

نمی دانم چرا  بعضی  تا  نود سالگی  هم  متولد  نمی شوند  !!

همه متأسفانه بعد از تولد کس ديگری می شوند

اصلا جای نگرانی نيست، ما متولد شده ايم، راحت باشيد

+ نوشته شده در بیست و دوم تیر 1387ساعت توسط سعید |

آهای تن ها

 

تنهائی

دلا  خوکن به  تنهائی  که  از  تن ها  بلا  خیزد

 


آهای تن ها
چه بیهوده بلا خیز شده اید

**برای او که مدت ها است به تنهایی خو کرده است.

+ نوشته شده در دوازدهم دی 1386ساعت توسط سعید |

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

   هر شب      کنار خودم داراز می کشم             تا تنها نمانم . . .         میان تمام علامتهای سوال

   و      واژه های سربی  شعر      وقتی قدم می زنند      آدمکان خیالی       به خاطر یک سطر بوسه

روی دستهای پاییزی دلم . . .   اینجا      بارانهای کال چشمهایم       تنها ییم را پر می کند  

امروز     بخاطر او که      هرگز محبتهایم را    پاسخی نداد     تمام عاشقانه های وبلاگم را    خط می زنم      

زیرا کمی دیر دانستم        عشق به بهانه ی باران    سرابی بیش نبود

وقتی این ثانیه های بی صدا      از کنار چشمهایم می گذرد    تنها تو     دلتنگی ام را نقاشی می کنی

  


متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در بیست و یکم شهریور 1386ساعت توسط سعید |

من متولد شده ام

ای کاش فردا متولد شده بودم

من متولد شدم، پس هستم

تولد،     آغازِ لاجرم    "   خشک شدن در بندِ ناف "      اعلام پرصدای حضور 

حس نور   " 

 فهم تمايل        حريص تناول  "   تنگی لباس "    فهم صدا وشنيدن قصه های دروغ

اسطوره های کاغذی

"    ارتباط در الزام هر کلام   "     بلغوربی صدای     حرفهای با صدا"

بعضی ها در بزنگاهی از تاريخ به دنيا می آيند که همينطور الکی پرتاب می شوند

در ظرف عسل، بعضی ها هم در کندوی عسل

در لحظه تولد تکليف آينده بعضی روشن می شود و بعضی تکليف گذشته شان

من هم معتقدم بعضی با جفت شيطان، به عنوان دوقلو متولد می شوند، منتهی آن يکی

را تا زمانی که به قدرت نرسيده اند رو نمی کنند

بعضی تا نود سالگی هم متولد نمی شوند. چرا؟! نمی دانم!

 

+ نوشته شده در بیست و یکم تیر 1386ساعت توسط سعید |

من متولد شدم، پس هستم

  تولد آغاز نيست، مرحله ای از تداوم بازی حقارت بار ولی پر لذتِ مشيّت و تقدير.

تراژيک ترين وجه تولد آن نيست که تو متولد می شوی، اين است که متأسفانه ديگران

 هم  متولد  میشوند

 باور کنيد تنها فرق من و پسر آقای سرمايه دار در تاريخ تولد است، مابقی هر چه هست

 فقط شایعه است

ای کاش فردا متولد شده بودم.

من، يعنی خودم به اضافه ی تولدم

اولين هديه تولد هر کس تنها يک " نام " است

من متولد شدم، پس هستم

متن کامل را در ادامه دنبال کنید


متن کامل را اينجا مطالعه کنيد
+ نوشته شده در یکم دی 1385ساعت توسط سعید |